تبليغاتX
حسرت دیدار

حسرت دیدار

پند های ارزشمند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

رازهایی برای مووفقیت


1- تنها چيزي كه باعث سر افكندگي و زمين خوردنتان مي شود ،
طرز فكرتان است.

2- يكي از راه هاي موفقيت ، پرورش معنويت در خود است.

3- به صعود خود ادامه دهيد . ممكن است تا قله قدمي بيشتر باقي بماند.

4- مهم نيست كه به اجداد خود افتخار كنيد ،
مهم اين است كه به خودتان مفتخر باشيد.

5- راه حل هر مساله اي در درون خود آن نهفته است.

6- ترس ، گرگ ها را بزرگتر از واقعيت شان نشان مي دهد.

7- انسان مدبر كسي است كه ، بيش از ديگران از خود سوال كند.

8- مثل يك اردك باش ! ظا هر آرام و باطن پر تقلا.

9- برندگان بر آرزوي خود تمركز دارند ، نه بر محدوديت هايشان.

10 - آن قدر در هدف خودت سماجت كن ، تا به حقيقت بپيوندد.

11- شكوفا شدن استعداد هاي با لقوه ات را به بخت و اقبال ، واگدار نكن.

12- هميشه با تمام وجود حس كنيد كه آن چه را مي خواهيد داريد و به آن رسيده ايد.

13- هيچ چيز جاي موفقيت و كا ميابي را نخواهد گرفت.


14- رويا ها ( خواب هاي ) شما پيام هايي است كه ذهن هشيارتان به شما ميدهد.

15- به هر هنري بپر دازيم ، به منزله آموزش است و هنر بزرگ ،
همانا زندگي است.

16- دانستن و عمل نكردن ، هم چنان ندانستن است.

17- عادات ، تبديل به منش انسان مي شود.

18- اين مشكلات هستند كه واقعيت انسان ها را نشان مي دهند.

19 - آرامش و صفا ، هديه اي است از شما براي خودتان.

20 – اگر دير به ايستگاه قطار رسيده اي ، شكايت نكن كه چرا قطار بدون تو
حركت كرده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 7:39 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

هدف مهم

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

سال نو

 

اميدوارم سالي پر از اميد و تلاش داشته باشيد

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

خواستن توانستن است

 

 

خواستن

توانستن است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

راهاي به دست آوردن آرامش

 

1- جلوي گريه خود را نگيريد و گه گاهي گريه كنيد.

2- دست كم روزي 15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي كه داريد فكر كنيد. سكوت عصاره‌ ي آرامش است، با زور نمي‌ توان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد. اگر برايتان امکان دارد دست كم روزي يك ساعت، تنها به اتاقي برويد و در را به روي خود ببنديد.

3- افراد آرام به خود مي ‌گويند كه براي تغيير گذشته كاري نمي ‌توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگي لذت مي ‌برند.

4- وقتي احساس مي ‌كنيد كه سرتان پر از فكرهاي جور و واجور است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آنها را پاك كنيد.

5- اگر نتوانيد كسي را ببخشيد، افكار خشمگين‌ تان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن ديگران، باعث آرامش مي ‌شود.

6- آرامش را از كودكان بياموزيد، ببينيد كه چگونه در همان لحظه‌ اي كه هستند، زندگي مي‌ كنند و لذت مي ‌برند.

7- از همان كه هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري مي‌ كنيد.

8- هرچه اكسيژن بيشتري به شما برسد، آرام‌ تر خواهيد شد، خوب است در محل كار و زندگي خود گياهي نگه داريد.

9- مهم نيست كه با شما مؤدبانه برخورد كنند يا نه، برخورد مؤدبانه‌ ي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد.

10- سرعت حركت شما با احساستان رابطه‌ اي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حركات بدن خود را آرام ‌تر كنيد، طولي نمي‌ كشد كه آرام خواهيد شد. گاهي مي ‌توانيد براي رسيدن به آرامش، دراز بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و به هيچ چيز فكر نكنيد.

11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد كه با صداي بلند صحبت كند؟

12- با شوخ طبعي به آرامش خود كمك كنيد.

 

13- راحتي، يكي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و كفش راحت.

• هر چند وقت يك بار ساعتتان را کنار بگذاريد و خود را از فشار زمان نجات دهيد.

• در آوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبي كمك مي‌كند.

• فشردن يك توپ كوچك، تنش‌هاي عصبي‌ را كه در انگشتان و دست‌هاي شما متمركز شده‌اند، خالي مي ‌كند.

• لباس‌هاي گشاد و راحت، باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش مي‌ شود.

14- لحظه‌ هاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آنها عكس و فيلم بگيريد، سپس بيشتر وقت‌ها آنها را به ياد آوريد و درباره‌ شان فكر كنيد و لذت ببريد.

15- هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش مي ‌شوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نكنيد. تماشاي ماهي‌ ها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش مي ‌كند، زيرا ماهي‌ها آرام شنا مي ‌كنند و آرام تنفس مي‌ كنند.

16- آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فكري و احساس آرامش خواهد شد.

17- براي تأثير بيشتر و رسيدن به آرامش، در خود متمركز شويد و آرام نفس بكشيد.

18- تمرين كنيد كه آرامتر از حد معمول صحبت كنيد، اين كار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را كم مي‌ كند و به شما اجازه مي‌دهد، ذهن و فكرتان را از بسياري مسائل پاك كنيد.

19- اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يكي از با افتخارترين روش‌هاي رسيدن به آرامش خاطر رسيده ‌ايد، آنگاه مي‌ توانيد بگوييد، الا بذكر الله تطمئن القلوب . اگر از خدا دور افتاده‌ايد، اكنون زمان آشتي است. داشتن يك تكيه‌ گاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش مي ‌شود.

20- احساسات و مشكلات  خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيشتري احساس كنيد.

21- يكي از مهمترين مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسائل كوچك است، دومين مهارت، كوچك شمردن تمام مسايل است.

22- شاد كردن ديگران، موجب آرامش مي‌ شود. نمي ‌دانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه دهيد. قدرداني كنيد. ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهيد، لطف كه وظيفه نيست!

23- اگر مي‌ دانستيد كه : «سيگار كشيدن + ورزش نكردن = ا سترس ، اضطراب  و حذف آرامش»، هرگز سيگار نمي‌ كشيديد و ورزش  كردن را به تعويق نمي‌ انداختيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

نشانه های عاشقی

شما با افراد بسياري برخورد كرده و در تماس بوده ايــد، اما اخيـرا" بـا شـخـصـي روبـرو شـده ايـد كـه احـســـاس متفاوتي نسبت به وي داريد ولي مطمئن نيستيد كه او همان شخصي است كه دنبالش بوده ايد. براي رسيدن به جواب خود در اين قـسـمـت 10 عـلامـتـي كـه نـشـان ميدهد عاشق او شده ايد را مي خوانيد.


نشانه 10

نامزد يا همسر قبلي خود را فراموش كرده ايد معمولا" بعد از برهم خوردن يك رابطه تا زماني طولاني طرفين به يكديگر فكر مي كنند و اغلب به اين مي انديشند كه آيا راه درستي را انتخاب نموده اند يا خير. بسته به مدت زمان با هم بودن اين شك و ترديدها بيشتر نمايان ميشوند.

از زماني كه او را ديده ايد، ديگر فكر برگشت به نامزد پيشين خود را به سر راه نميدهيد و تمايلي به برقراري رابطه مـجدد نـداريد. فكر كنيد، نامزد قبلي شما ديگر مانند گذشته برايتان جالب نيست.

نشانه 9

نمي توانيد به او فكر نكنيد فكر شما سـراسـر از يـاد و انـديـشـه او اسـت. بـي دليـل به فـكر شـما مـي آيد و از خود ميپرسيد كه آيا به اندازه نصف اندازه اي كه به او فكر ميكنيد، او به شما فكر ميكند؟ در شگفتيد كه در ذهن او چه ميگذرد يا حتي فكر تماس گرفتن با او به سرتان ميزند ( اما بدليل ترس از نپذيرفتن او از اين كار خودداري ميكنيد.)

اما وضعيت وخيم تر مي شود. با دوسـتان خـود بيرون ميرويد و به چيزي در ويترين مغازه نگاه مي كنيد و به اين مي انديشيـد كه او تـا چه اندازه به آن شيء بخصوص علاقه مند است .

اگر او آخرين چيزي است كه پيش از خواب به فكر شما مي آيد و اوليـن چيـزي اسـت كه بعد از بيدار شدن به ذهن شـما خطور مي كند - و حتي چندين بار روياي او را ديده ايد، ديگر لازم نيست ادامه اين مقاله را بخوانيد تا بفهميد عاشق شده ايد يا نه ( البته براي اطمينان بيشتر ادامه دهيد.)

نشانه 8

براي او اهميت قائليد اگر عاشق كسي باشيد، دوست داريد هـمـه چـيز درمورد او بدانيد: اينكه او كيست؟ به چي فكر ميكند و چه چيز او را مي خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهميت ميدهيد.

اگر بفردي علاقه حقيقي داشته باشيد،اگر او روز بدي داشته باشد و يا بخاطرموضوعي ناراحت باشد، شما نيز غمگين و پريشان ميشويد.

نشانه 7

شخصيت و خصوصياتش براي شما فريبنده و دلربا است حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنين عادتهايش در انجام كارهابراي شما شادماني فراواني به دنبال خواهد داشت.

او چيزهايي مي گويد كه باعث تمايزش با ديگران مي شود، و شما اين را دوست داريد. علتش را نمي دانيد ولـي دانـسـتـنـش نـيـز بـرايـتان اهـميتي ندارد. شما او را به همين صورتي كه هست دوست داريد.

نشانه 6

ارتباط تنگاتنگي با او داريد شما نمي توانيد عاشق كسي باشيد كه با او هيچ تناسخي نداشته باشيد. اگر شمـا و او در يك طول موج قرار داشته، و عقايد مشابهي داريد،اين يك نشانه محكم محسوب ميگردد. هم فكر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصميمات مشابه و يكسان حاكي از آن است كه ميتوانيد عاشق او باشيد.

نشانه 5

افراد ديگر، زياد به چشمتان نمي آيند با اينكه ممكن است نتوانيد از براندازكردن يك زن (يا مرد) زيبا كه از كنار شما رد ميشود صرفه نظر كنيد، هنگاميكه عاشق باشيد، ديگر رادار شما براي رد يابي ديگران خوب كار نكرده و بقيه در مقايسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمايلي به گپ زدن با جنس مخالف نخواهيد داشت.

به تدريج احساس خواهيد كرد كه او تنها فرد مورد توجه شما در يك جمع است و كسي است كه به دنبالش بوده ايد.

نشانه 4

عاشق وقت گذراندن با او هستيد اين مسئله اي واضح ولي در عين حال با اهميت است. شما به دنبال ديــدن او هستيد و مهم نيست كه هر دوي شما چه كار خواهيد كرد. اخيرا" قـدم زدن بـا او، زيـبا ترين راه گذراندن يك بعد از ظهر است. به علاوه وقتي كه از او دوريد، آرزو مي كنيد كه پيش شما بود.

نشانه 3

مطابق با ميل او رفتار ميكنيد سعي مي نماييـد با اينكه برخي از كارها مثل رفتن به كتابخانه يا نمايـشگاه براي شما خوشايند نـيسـت، ولـي بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گيري و مخالـفـت به انجام آنها ميپردازيد. متوجه خواهيد شـد كه خـود را با اميال و برنـامه هاي او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهيش مي كنيد.

نشانه 2

اولويتهاي ديگر، عقب نشيني ميكنند شما عادت كرديد ظهر ها به باشگاه ورزشي برويـد، امـا اگـر او بـراي نـهار وقـت داشـت، ترجيح ميدهيد با هم به رستوران برويد. شما ديـگر مـانند گذشته آن آدم سخت كوشي نيستيد كه كارهاي ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـي آورد تـا آنـها را انجام دهد بجايش ترجيح ميدهيد آخر هفته خود را با او بگذرانيد.

ليست كارهاي روزانه كه هميشه اصرار در انجام دادن آنها داشتيد، اكنون به علت با او بودن ديگر رونقي ندارد و توجهي به آن نمي شود.

نشانه 1

شما به آينده اي فكر ميكنيد كه او نيز جزئي از آن است در ذهنتان با او آينده اي نامحدود داريد. اين آينده فقط محدود به آخر اين هفته نيمشود بلكه ساليان سال ادامه خواهد يافت. وقتي براي سفر بعدي خود برنامه ريزي ميكنيد، به اين فكر ميكنيد كه براي ماه عسل با او خواهيد بود. هنگاميكه براي سه ماه بعد به يك جشن عروسي دعوت ميشود، با اينكه سه ماه مانده، از اكنون از او مي خواهيد كه همراه شما در آن مراسم شركت كند.

آرامش

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 3:34 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

فاصله

هزار خیابان فاصله دارم با او

هزار خیابان فاصله دارم با خود

چرا زنده باشم

وقتی در تاریکی قدم می زنم

وقتی که او مرا

و گلدان ها کنار پنجره را

از یاد برده است .

زخم ها یم را نمی بندد

چشم هایش را می بندد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

منو ببخش

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

              من واسه تو خیلی کمم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

انتظار

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

ٍاس ام اس

در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29.

روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

 

در پی سهمِیه بندی شدن بنزیِن

قیمت الاغ به شدت افزایش یافت...

برو خوشحال باش قیمتت رفته بالا

پیرزنه میره تموم دندوناشو میکشه به جز یکیشو میگن :

چرا این یه دونه رو نکشیدی ؟

میگه : میخوام با اون چادرمو بگیرم 

 

 

دختره به یه پسره میگه اگه منو بوس کنی واسه همیشه برای تو میمونم پسره میگه: ممنونم از هشداری که بهم دادی

چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری. . .

آخه تجربه

ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه

 

 

در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29.

روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

 

 

در پی سهمِیه بندی شدن بنزیِن

قیمت الاغ به شدت افزایش یافت...

برو خوشحال باش قیمتت رفته بالا

پیرزنه میره تموم دندوناشو میکشه به جز یکیشو میگن :

چرا این یه دونه رو نکشیدی ؟

میگه : میخوام با اون چادرمو بگیرم 

 

دختره به یه پسره میگه اگه منو بوس کنی واسه همیشه برای تو میمونم پسره میگه: ممنونم از هشداری که بهم دادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 2:0 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

چشمهای خیس

دوباره نمی خوام

چشم های خیس منو کسی ببینه

یک عمره حال و روزه من همینه

کسی به پای گریه های من نمیشینه

بازم دوباره دلم گرفته

دوباره شعرهام بوی غم گرفته

کسی نفهمید غم من چی بوده

دلیل یک عمر ماتمم چی بوده

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

از عشق بگم براتون

Image hosting by TinyPicمی خواهم براتون از عشق بگم چشاتونو ببندین    من از عشق تو به چه چیز میرسم *به عشق تو


 زمانی که مرا بوسیدی متولد شدم وقتی ترکم کردی مردم  .... و در ۲ هفته ای که مرا عاشقانه دوست داشتی زندگی کردم

هرگز عشق را نخواهي فهميد مگر خود را به ان تسليم كني

در كنار تو هر روز روز ولنتاين است گل رز پزمرده مي شوداما بگذار مال من باشي

امروز عشق بورز تا هركز ديروزت خالي نباشد

عشق يعني هيچ وقت نگويي پشيمانم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 6:2 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

سلام

سلام به همه

یار دبستانی    

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 5:20 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

اس ام اس

به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي.

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند.
اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش.

رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني.
هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را.

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم.

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

تقديم به سوگلي خودم

تقدیم به سوگلی خودم هر جند که ازش خیلی دورم ولی دلم واسه دیدنش داره پر میکشه

 

 3Jokes love (35)

 

3Jokes love (33) 

 3Jokes love (46)                                                                     

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

عكس بلند

عکس خیلی باحال

 

سلام دوستان عزیزم

امروز که اومدم گفتم یه عکس براتون بذارم کف کنید فقط نظر یادتون نره چه در باره عکس چه در مورد وبلاگما

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

عزيزم

 

ياد تو هميشه درذهنم ، عشق تو هميشه درقلبم و عطرمهرباني تو هميشه دروجودم جاريست .  سال ها بود که چون کبوتري آواره به دنبال همدم مي گشتم تا لانه کوچکم را با نور خود منور سازد و آهنگ زندگي را درگوش من نوازش دهد گرچه کف لانه ام ازچوبهايي هست که قابل نشستن نيست ولي آن را باغرورم فرش مي کنم وهرتکه ازآن نشانه اي ازتنهايي من است.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

دختر كور

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي مي کرد . اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود . دختره هميشه مي گفت: اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم . يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده . وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره . بهش گفت: من ديگه تو رو نمي خوام برو . پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت: مراقب چشماي من باش .
___________________________________________________________________________________

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتراست . براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم ، انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد ، اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم .

___________________________________________________________________________________

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

عشق مثل آب می مونه می تونی توی دستات قایمش کنی ، اما آخرش دستاتو باز می کنی می بینی نیست . قطره قطره چکه می کنه و بدون اینکه بفهمی می بینی دستت پر از خاطره هاست .
___________________________________________________________________________________

وقتي که گفتي تا آخر دنيا باهات مي مونم اون موقع بود که فهميدم چرا مي گن دنيا دو روزه .
___________________________________________________________________________________

عشق یعنی یه نفر دیگه هم آرزوهات رو بدونه .
___________________________________________________________________________________

عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست ، عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد .
___________________________________________________________________________________

گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت: چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود
___________________________________________________________________________________

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

به غم كسي اسيرم

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد 
غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد 
می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی می رسد روزی که تنها مرگ را باور کنی 
می رسد روزی که تنها در کنار قبر من شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی
 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

عشق يعني

عشق یعنی سوختن با ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

مهربانم دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

 

 

 

 

نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

 


ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی


======================

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

======================

عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

شب را دوست دارم به خاطر تاريکي ، تاريکي را دوست دارم به خاطر تنهايي ، تنهايي را دوست دارم به خاطر فکر کردن ، فکر کردن را دوست دارم به خاطر تو ، تو را دوست دارم به خاطر چشمانت ، چشمانت را دوست دارم به خاطر قطرات اشکي که مي دانم بر سر مزارم خواهي ريخت .

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط زینب و امید  | 

مي خوام قلكم رو بشكنم و با نصف پولش نازت رو بخرم و بانصف ديگه اش مداد رنگي بخرم تا نازت رو بكشم!
------------------------------------------------------------------------------

همين روزا ميان دست گيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت، جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم مونده!!
-------------------------------------------------------------------------------

شادی ماله تو ، غم ماله من ، اميد واسه تو ، نااميدی واسه من ، روشنی واسه تو، ظلمت واسه من ، همه واسه تو ، تو واسه من!!

 

                                    

جملات عاشقانه رومانتیک

با اشک شوقی بر جاده ی قلبت قدم نهادم و پرچم عشق را در بلندای آن قرار دادم تا هوا خواهانت بدانند که تیر عشقت بر قلبم نشسته است ...
مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان به تماشا بنشینم و با کدام واژه عشق را معنا کنم ؟ بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند. کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم برای او که وسط قلبش اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است .
مرگ از زندگی پرسید : آن چیست که باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه کنم؟ زندگی لبخندی زد و گفت : دروغهایی که در من نهفته است و حقیقتی که تو در وجودت داری !


هیچ کدوممون نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که هیچ وقت نشکنه ! ولی حداقل می تونیم بهش یاد بدیم که وقتی شکست لبه ی تیزش دست اونی رو که شکستتش رو نبره ...
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

می خوام برم پرينت قلبم رو بگيرم تا باورت بشه كه چقدر دوستت دارم...!!!
---------------------------------------------------------------------------
اگر مي خواي صد سال زندگي کني من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگي کنم چون من هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم
---------------------------------------------------------------------------
من اصولآ خیلی فکر نمی کنم! اما هر وقت فکر بکنم، به تو فکر می کنم!!
---------------------------------------------------------------------------
 نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم!!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

عشقولانه

...عشقولانه
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  | 

دستهايش

عاشقانه دستهایش را گرفتم. گرمای عجیبی در سینه جانم را می سوزاند.عطر عجیبی پراکنده بود. حالتی داشتم وصف ناپذیر. گویی توآسمون بودم. به من لبخند می زد و در انتظار جوابش بود. گویی هوش از سرم پریده بود. نبضشوتو دستام حس می کردم. حتم داشتم اون هم همینطوریه. حس می کردم، آسمان،زمین، و همه چیز مال منه . آتیشی تو دلم به پا بود. آتشی بالاتر از زمان و جسم.
تنها چیزی درونم را آزار می داد, شرم داشتم در چشماش نگاه کنم. لیاقتش را نداشتم. از بی ابرویی،گریه ام گرفت. من کجا و آسمان کجا؟
احساس کردم اون هم گریه می کنه. سرمو بلند کردم, بی اختیار دستمو روی صورتش گرفت و همون طور اشک می ریخت. درکش برایم مشکل بود. این من بودم که باید گریه می کردم
کاش بودند ستاره ها، تابه من حسودی می کردند
__________________
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط زینب و امید  |